چندی پیش فراکسیونی از حزب کمونیست کارگری - حکمتیست برای 16 آذر روز دانشجو فراخوان به اتحاد عمل نیروهای انقلابی و رادیکال داد. بر خلاف انتظار هیچ یک از سازمان ها و احزاب دیگر گامی در جهت تقویت این اقدام درست برنداشتند.
شاید در نگاه اول این موضوع تنها حمل بر فرقه گرایی این گروه ها شود اما هنگامی که اندکی دقیق تر به ماجرا نگاه می کنیم می بینیم که این موضوع تنها دلیل نیست.
مشکل اصلی این است که متأسفانه دوستان حزب حکمتیست مفهوم اتحاد عمل را با مفهوم فراخواندن دیگران به حزب خود عوضی گرفته اند! نمونه ی بارز چنین موضوعی را می توانیم در مقاله ی «16 آذر، اتحادی برای عبور» بینیم که در وبلاگ 16 آذر و توسط عباس رضایی عضو سازمان جوانان حزب حکمتیست نوشته شده است.
ما نمی توانیم به آنچه داریم راضی باشیم و نمی توانیم تحمل کنیم آنچه را که به دست آورده ایم از دستمان بگیرند!
ما در 16 آذر های گذشته پرچم آزادی ،برابری را در دانشگاه به اهتزاز در آوردیم. ما در 16 آذر های گذشته مهر رادیکالیسم و جنبش چپ را بر اعتراضات دانشجوی کوبیدیم. عکسها و خبر های اعتراضات رادیکال ما، حتی توسط خود بلندگو ها و سایتهای انترنتی حکومت به جهان مخابره شد. این آن چیزی است که ما داشته ایم و نباید تحمل از دست دادنش را داشته باشیم. هر چند که توازن قوا به نفع ما نیست، هر چند که الان بیشتر از دیروز زیر فشار هزار و یک ارگان رسمی و غیر رسمی قرار داریم، هر چند که .... اما آیا فقط داشتن این افتخارات و یا حتی تکرار آنها کافی است؟
بدنبال فراخوان شوراي انقلابي سوسياليستهاي ايران – حکمتيست به اتحاد عمل براي ۱۶ آذر امسال ٬ سازمان ها٬ نهادها و شخصيت ها و فعالين سياسي متعددي آمادگي خود را براي شروع کار مشترک اعلام کرده اند. لازم ميبينم که از همه اين دوستان تشکر کرده و توجه همه فعالين ۱۶ آذر را به نکات زير که، از نظر ما، مبناي اصولي براي شکل دادن به هر نوع اتحادي در اين زمينه است را جلب کنم.
از نظر ما اتحاد عمل بطور کلي و اتحاد عمل براي ۱۶ آذر بطور اخص اتحاد حول شعارها و مطالبات معين هستند و نه جبهه مشترک گروه هاي سياسي. اين اتحاد براي ايجاد تحرکي آزادي خواهانه سياسي و اجتماعي است. به اين اعتبار٬ اين اتحاد، اتحادي سياسي براي تحقق اهدافي مشترک است. احزاب، سازمان ها٬ انجمن ها، نهادها و فعالين سياسي هرکدام به سهم خود و با توجه به عرصه و دامنه نفوذ و امکانات خود بايد تلاش کنند در محل و در عمل بزرگترين حرکت ممکن حول اين شعار ها را شکل دهند. تحرک مشترک همه ما حول چنين شعارهائي است که يک خواست را در سطح جامعه تثبيت ميکند و ادامه تحرک اعتراضات دانشجويي را تضمين ميکند.
هدف ما تثبيت شعارها و مطالبات معين و ايجاد يک صف متحدتر و قوي تر در مقابل جمهوري اسلامي است. اينکه چه اقدامات خاصي براي طرح اين شعارها و مطالبات در اين روز و يا به بهانه اين روز در هر محلي صورت ميگيرند٬ مستقيما به امکانات و ارزيابي فعالين و رهبران دانشجويي در محل بستگي دارد.
شعارهاي پيشنهادي ما براي روز ۱۶ آذر عبارتند از:
- آزادي٬ برابري
- لغو آپارتايد جنسي
- خروج نيروهاي انتظامي از دانشگاه ها
- لغو فوري احکام کميته هاي انظباطي
- آزادي فوري زندانيان سياسي
- آزادي بيقيد و شرط بيان
- آزادي بيقيد و شرط تشکل
- بيمه بيکاري مکفي براي همه افراد بالاي ١٦ سال
هدف ما اين است که در سطح کل کشور٬ در دانشگاه ها٬ دبيرستان ها٬ مدارس عالي٬ انستيتوها و همه مراکز تحصيلي ديگر٬ همه ما با هر اقدامي که مناسب ميبينيم اين مطالبات و شعارها را طرح کنيم و به اين وسيله کل فضاي سياسي جامعه را خطاب قرار داده و جمهوري اسلامي را عقب بزنيم، آزادي هاي بيشتري را بدست بياوريم و قدرت اعتراض صف آزاديخواهان را افزايش دهيم.
تصور کنيد که تجمعات دانشجويي در سطح کل کشور در همه دانشگاه ها٬ شعارها و مطالبات واحدي را طرح کنند٬ تصورش را بکنيد که در يک روز ميليونها جوان با شعارهاي واحد به هر شکل ممکني٬ ابراز وجود کنند٬ تصورش را بکنيد که اين اعتراض متحد ما چه قدرتي را به رژيم اسلامي نشان ميدهد و تصورش را بکنيد که در نتيجه اين٬ چه توازن قواي ديگري به نفع ما بوجود خواهد آمد؟ اين هدف همه ما است. به اين اتحاد بپيونديد و هر مشکل٬ سوال٬ نکته و يا کمکي را که لازم داريد٬ با ما در ميان بگذاريد.
از طرف حزب حكمتيست ها
بهرام مدرسي
رفقای دانشجو و جوان!
16 آذر به زودی فرا می رسد! ضروری است متحداً اقدامی در این روز انجام دهیم!
این اقدام مشترک به چند علت در وضعیت کنونی حائز اهمیت است:
اول؛ برگزاری 16 آذر به پاس جوانانی که در این روز مبارزه و مقاومت کردند. بیش از نیم قرن پیش 16 آذر 1332، زمانی که چند ماهی از کودتای سیاه 28 مرداد نگذشته بود، خبر سفرنیکسون نماینده ویژه سردمدار استعمارگران جهان ، اولین تیشه را بر ریشه رژیم سلطنت پهلوی زد. دانشجویان معترض به بهای جان باختن بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی، وضعیت رخوت در آن دوره را شکستند. با برگزاری 16 آذر امسال رخوت کنونی و سرکوب ها و بسته شدن های وبلاگ ها می تواند شکسته شود. خون جدیدی می تواند در رگ جوانان به حرکت آید.
دوم؛ اتحاد ما در 16 آذر به دولت سرمایه داری نشان خواهد داد که ما متفرق و منشعب و تنها نیستیم. آنان برای نخستین بار در خواهند یافت که گرایشات سوسیالیستی افتراق را کنار گذاشته و از نزدیک با هم همکاری می کنند. بدین ترتیب استراتژی همیشگی آنان مبنی بر ایجاد افتراق میان ما با شکست مواجه خواهد شد.
سوم؛ گرایشات مختلف جوانان سوسیالیست یا کمونیست که در اهداف عمومی خود (یعنی تحقق سوسیالیزم و ضدیت با سرمایه داری) اشتراک نظر داشته، اما در تاکتیک های خود ظاهرا اختلاف داشته؛ با هم از نزدیک به یک اقدام مشترک دست می زنند. از یک سو با هم در حین مبارزه مشترک ضد سرمایه داری آشنا شده و از سوی دیگر در جهت تاکید بر توافقات و حل اختلافات تاکتیکی نیز گام بر می دارند. از این طریق راه را برای وحدت های فراتر هموار می کنند. چه بسا آنها بتوانند بر اختلافات فائق آیند و در درون یک تشکیلات واحد کار سیاسی کنند.
چهارم؛ این اتحاد عمل طیف سوسیالیستی، به سایر گرایشات مرَدد، قوت قلب می دهد و آنها را به جبهه وسیعتر سوسیالیستی جلب می کنند. لازم به ذکر است که امروز در میان جوانان افتراق وجود دارد و اتحاد عمل ما می تواند بر این وضعیت غلبه کند.
اما متاسفانه برخی از گرایشات سوسیالیستی هنوز به مفهوم اساسی اتحاد عمل واقف نگشته اند. گرچه به ظاهر فراخوان به "اتحاد عمل" برای برگزاری 16 آذر انتشار داده اند، اما در باطن منظور دیگری را دنبال می کنند. هدف آنان اینست که سایرین به به زیر پرچم حزب، برنامه و مطالبات خود بسیج کنند و دست آخر این حرکت را از آن خود کنند. این روش درستی از تشکیل اتحاد عمل نمی باشد. این یک روش قیم مآبانه و فرقه گرایانه است. توجیه آنان اینست که به علت وجود اختناق نمی توان یک اتحاد عمل سراسری شکل داد و گرایشات مختلف سیاسی را از نزدیک متحد کرد. ئر نتیجه آنان با طرح یک سلسله مطالبات توافق نشده، از سایرین می خواهند "اتحاد عمل" کنند، اما نا به شکل برابر و با هم، بلکه بر محور مطالبات احزاب آنان!
در صورتی که در وضعیت کنونی می توان با رعایت مسایل امنیتی از این روش فراتر رفت. به نظر ما «اتحاد عمل» چند جریان سیاسی تنها به این مفهوم نیست که بر سر چند مطالبات توافق کرده و سپس هر جریان به دنبال کار مستقل خود رود. اتحاد عمل یعنی توافق مطالبات و تدارک یک کار مشترک در یک محل مشخص. این تدارکات اقدامات است که اهمیت بیشتری از اشتراک در مطالبات پیدا می کند.
اتحاد عمل نیروهای درگیر نمی تواند بر اساس صرفا توافق بر سر چند مطالبه انجام یابد. زیرا در آن صورت دیگر نیازی به فراخوان به اتحاد عمل نبوده و همانند گذشته حرکت های منفرد یک یا چند گروه که به بقیه اعلام کرده که زیر پرچم آنان بیایند! این روش از فراخوان دادن برای ایجاد یک قطب سوسیالیستی قوی میان جوانان در وضعیت کنونی کاررایی ندارد. امروز در داخل ایران هیچ نیرو ای نمی تواند ادعا کند که رهبری سیاسی کل جامعه را به تنهایی در دست دارد. از اینرو تمام نیروها و افراد باید در کنار یکدیگر و مشترکا گام بردارند و قطب سوسیالیستی را تقویت کنند. زیرا منافع این قطب فراتر از منافع هر «حزب»، سازمان و «اتحادیه» خاص است.
گرایشات مختلف سوسیالیستی تنها باید اعلام کنند که برای سازماندهی این اتحاد عمل، تدارکات کار را باهم خواهند دید. اختلافات سیاسی نباید سد راه اتحاد عمل قرار گیرد. یک فراخوان مشترک توسط همه شرکت کنندگان برای جلب سایرین باید انتشار یابد. گرایشاتی که دراختلافات برنامه و سیاسی با هم دارند باید توجه کنند که باید در مقابل دشمن واحد و سایر گرایشات شبه سوسیالیستی در جامعه به شکل واحد با حفظ اختلافات ظاهر گشت. کدورت ها پیشین برای تقویت یک قطب سوسیالیستی باید کنار گذاشته شود. باید به شکل مثبت کار های عملی را سازمان داد و اختلافات نظریات را شخصی تلقی نکرد و آنها در یک محیط رفیقانه و دموکراتیک دامن زد.
همه باید ببینند که سوسیالیست ها یا کمونیست ها خواهان اتحاد همه گرایشات هستند و نمی خواهند خود را به جامعه تحمیل و یا قیم مآبی کنند.
رفقای دانشجو و جوان!
چنانچه که ما از اتحاد عمل سر باز زنیم در نهایت باید در برابر نه تنها جنبش، که تاریخ پاسخگو باشیم. امروز وضعیت جنبش ما از سویی و از طرف دیگر شرایط حاکم بر جامع به نحوی است که هیچ یک از گرایشات و جریان های دانشجویی خود به تنهایی نمی توانند وارد عمل گردند چرا که در درجه اول در اقلیتی قرار دارند. در درجه ی دوم شدت فشار و سرکوب دولت سرمایه داری به اندازه ای است که بدون هیچ گونه ملاحظه ای تمامی فعالین را، اعم از لیبرال (غیر حکومتی)، سوسیال دموکرات و کمونیست چنان سرکوب می کند که شاید تا مدت ها نتوانند کمر راست کنند.
نتیجه منطقی چنین واقعیات غیرقابل کتمانی از دو حالت خارج نیست: یا پاسیفیسم و حداکثر خرده کاری محض و یا اتحاد عملی گسترده بین فعالین.
امروز پیشروان باید راه خود را برگزینند: پاسیفیسم و خفت ابدی در برابر جنبش و تاریخ و یا اتحاد عملی که می تواند نقطه عطفی در جنبش دانشجویی و سوسیالیستی ایران به حساب آید.
چنانچه رفقایی با شیوه کار ذکر شده توافق داشته، می توانند با ما تماس گیرند تا یک کمیته تدارکات اتحاد عمل سراسری را با هم شکل دهیم. و در مورد مطالبات پیشنهادی نیز بحث و به توافق برسیم.
به امید پیروزی تمامی سوسیالیست ها در مبارزه شان علیه نظام سرمایه داری!
اتحادیه جوانان سوسیالیست انقلابی ایران
22 آبان 1385
16 اذر روزی است که میتوان خواستهای مشخصی را فریاد زد، می توان جو اختناق حاکم در دانشگاه را شکست، چرا که قاعدتا 16 اذر روز اعتراض دانشجو به سرکوب آزادی بیان و روز بیان خواستهای واقعی مردم از زبان قشر دانشجو بوده است. این روز و این فرصت را باید غنیمت شمرد.مناسبتهای مختلفی است که مجالی برای ابراز وجود یک نیروی خاص را در جامعه به ما می دهد و 16 آذر روز قدرت نمایی جنبش چپ و رادیکالیسم در دانشگاه است.
دوران فرقه گرایی و خوستهای مریخی به سر آمده ، دورانی که چپها از اعتراض دانشجوی انقلاب کارگری را انتظار داشتند دیگر تمام شده است.اکنون باید زمینی تر و به دور از زنده باد و مرده باد فلان حزب و سازمان، حول یک یا چند خواست مشخص اتحاد عمل داشت. جرقه این اتحاد عمل زده شده است باید به آن پیوست.
اکنون در زمانی به 16 آذر نزدیک می شویم که حمله گسترده ای علیه آزادی بیان و تشکلهای نیمه مستقل دانشجویی آغاز شده است، دانشجو ها بدون ارئه یک بهانه مشخص به ستاره دار و غیر ستاره دار تقسیم می گردند و از ثبت نام دانشجویان فعال سیاسی در ترم جدید تحصیلی جلوگیری می شود و این فضا را ملتهب تر و سرکوب را نهادینه تر کرده است. برای غلبه بر این مشکلات اول باید این مشکلات را شناخت، درکشان کرد و علیه آنها برنامه چید.هنر ما کمونیستها همیشه"تحلیل مشخص از شرایط مشخص" بوده است. هر گاه ما از این فضا دور گشته و احساسی عمل کرده ایم، شکست های جبران ناپذیری به قیمت جان هزاران مبارز کمونیست را به ما تحمیل شده است.
خواست دانشجو اکنون چیست؟ چه چیزی را در این روز می توانیم به دست بیاوریم؟پله بعدی کجا است؟ در این 16آذر چقدر می توانیم پیش برویم؟ جواب دادن به این سوالات می تواند یک راه حل زمینی و واقعی را پیش روی اعتراضات دانشجوی در این 16 آذر قرار دهد.
اگر منطقا به مسئله نگاه کنیم خواست اعتراضات دانشجوی از خواستهای بقیه مردم جدا نیست، چرا که دانشجو نماینده اقشار مختلف مردم است. آزادی بیان برابری زن و مرد و....و خواستهای دیگری که برای رسیدن به هر کدام از انها باید جمهوری اسلامی را سرنگون کرد. سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی یک حکومت رادیکال خواست اکثریت مطلق جامعه و دانشگاه است.اما آیا با اعتراضات دانشجوی می شود حکومت را عوض کرد؟ جواب به این سوال منفی است. چرا که نیروی تغییر دهنده و انقلاب کننده برای ما کمونیستها نه در دانشگاه بلکه در محیط های کارگری نهفته است.
واین توهم که می شود با یک 16 آذر یا روزهای مشابه دیگر حکومت را ساقط کرد، جز اینکه به روحیه مبارزان ضربه زند، دستاورد دیگری ندارد. و شاید این توهم باعث وارد آمدن خسارات جبران ناپذیری از جانب حکومت تا دندان مسلح جمهوری اسلامی بر پیکر چپ تازه به دوران رسیده در دانشگاه ها شود. نتیجه گیری که از این بحث می توان کرد، این است که هدف اصلی را با چندین مرحله باید نشانه گرفت.
اما تا کجا می توانیم پیش برویم و پله بعدی کجا است؟ این دیگر یک بحث زمینی است، خارج از تهیج کردن ها و سرود خواندن ها باید واقعیت ها تلخ جامعه را مد نظر داشت.
هنوز جمهوری اسلامی سر کار است، هنوز زندانی می کند، هنوز گله های بسیج و انصار در جامعه ولو هستند و زندان و سرکوب به بخشی از زندگی روز مره مردم تبدیل شده است. نمی شود در این دوران به خیابان ریخت و فریاد مرگ بر جمهوری اسلامی سر داد، نمی شود یک روزه فریاد زنده باد جمهوری سوسیالیستی سر داد. این یعنی سرکوب زود رس اعتراض و دوباره به خانه فرستادن دانشجویانی که با فرخوان رهبران دانشجوی به میدان امده اند. این یعنی دوباره یک یا چند سال سکوت.
البته این را توضیح دهم که در شرایط مشخص توازن قوا می تواند نوع شعارها و لحن شعارهای ما را تغییر دهد. این توازن را رهبران دانشجوی در محل تشخیص می دهند و تشخیص درست این رهبران پیروزی یا شکست حرکت را رقم خواهد زد.
در این سوی قضیه یک دانشگاه است با درصدی بی نهایت بالا مخالف جمهوری اسلامی. دانشجویانی که خیلی از انها به این نتیجه رسیده اند که چیزی جز زنجیر هایشان برای از دست دادن ندارند.و اگر با یک رهبری درست هدایت شوند می توانند برای یک روز هم که شده فضای دانشگاه را کامل به دست بگیرند و نوکران ریز و درشت حکومت را از دانشگاه بیرون کنند.این امر می تواند کاتالیزور حرکات بسیار بزرگتر در جامعه باشد. بازتاب یک حرکت درست و برنامه ریزی شده در دانشگاه و بدست اوردن یک پیروزی کوچک(همان چیزی که ما خود پله بعدیش خواهیم نامید) ایران را به یک باره تکان خواهد داد و نفس تازه ای در مبارزات اقشار مختلف مردم خواهد دمید.
رمز پیروزی ما در این مبارزه درایت کامل در نحوه انتخاب شعارها و چگونگی هماهنگ کردن محافل کوچک و بزرگ برای برپای یک اعتراض گسترده است، که به یک باره سرکوب نشود. در این مورد مشخص تاکتیک های مشخصی است که بنظرم بیان انها در یک نوشته علنی که یقینا به دست نیروهای سرکوبگر رژیم هم خواهد رسید امری درست و منطقی نیست.
برای گفتگو و تبادل نظر در مورد 16 آذر و برای پیوستن به این اتحاد عمل با ما تماس بگیرید. این اتحاد ما 16 آذر موفقی را برای ما به ارمغان خواهد آورد.
چرا امروز تمامی نیروهای سوسیالیست به اتحاد با یکدیگر نیاز دارند؟ آیا چنین اتحادی به معنی ادغام تمامی این نیرئها در یکدیگر و نادیده گرفتن اختلافات تئوریک ایست؟
در پاسخ به سوالات بالا و دیگر سوالات مشابه، از آخرین سوال شروع می کنیم و بدین بهانه چنین اتحادی را که امروزه در سطح فعالین جنبش با نام "اتحاد عمل" و در دوران پیشین با نام "جبهه ی واحد کارگری" شناخته شده است، تعریف می کنیم: اتحاد عمل و یا تاکتیک جبهه ی واحد (برای نیروهای چپ و سوسیالیست) عبارتست از متحد شدن تمامی فعالین، احزاب و گروه های در حال حاضر موجود ضد سرمایه داری علیه استبداد و تهاجمات لجام گسیخته ی سرمایه داری علیه حقوق اولیه نه تنها پرولتایا بلکه عموم توده های زحمتکش مردم
چنین اتحادی به معنای وحدت و ادغام نیست، طرف های درگیر چنین اقدامی نیازی ندارند و اصولاً نباید توافقات و یا بحث هایی بر سر برنامه های خود انجام دهند چرا که موضوع قرار گرفته در دستور کار چنین ایجاب نمی کند
پس از این تعریف کلی و اجمالی جا دارد که به بررسی تاریخی این تاکتیک بزنیم و وضعیت آن روز را با فضای امروز جامعه ایران مقایسه کنیم و در نهایت به این پاسخ برسیم که آیا چنین راهکاری م یتواند مفید باشد یا خیر؟
پس از پایان جنگ جهانی اول، در حالی که اکثر نیروهای سوسیال دموکرات موجود در انترناسیونال دوم و دو و نیم، با خیانت به پرولتاریا و حمایت نکردن از انقلاب پرولتاریای روسیه و کوبیدن بر طبل جنگ جهانی، عملاً در جبهه ی بورژوازی قرار گرفته بودند و از سویی دیگر پرولتاریای اروپا خسته از جنگ و ناموفق در انقلاب؛ ناچار بود که بار سنگین جبران خسارات جنگی را بر دوش کشد و شاهد حملات تمام عیار سرمایه داری بر علیه برخی دستاوردهای خویش باشد. در چنین شرایطی که فاشیسم در اروپا در حال به قدرت رسیدن بود و در برخی از کشورها به مانند ایتالیا نقداً قدرت را در دست گرفته بود، پرولتاریای انقلابی راهی به جز مبارزه برای حفظ حقوق اولیه خویش در برابر وحشی گری های سرمایه داری نداشت. اما نکته ی مهم در اینجا بود که هنوز کمونیست ها و مدافعین انقلاب اکتبر روسیه در بسیاری از کشورها ناتوان تر از آن بودند که بخواهند به تنهایی توده ها را در چنین کاری بسیج کنند و حتی فعالین سوسیال دموکراسی خائن اروپا سعی داشتند تا با اخراج کارگران و فعالین کمونیست از اتحادیه های کارگری، عملاً آنان را از صحنه به در کنند. در این وضعیت بدیهی بود که نیروهای کمونیست به تنهایی و بدون اتحاد با دیگر نیروها نمی توانستند دست به سازماندهی وسیع توده ها بزنند و در واقع رهنمود کنگره سوم کمینترن، یعنی «پیش به سوی توده ها» را به جلو ببرند. در چنین وضعی بود که کنگره ی چهارم کمینترن تاکتیک جبهه ی واحد پرولتری را اتخاذ کرد و از تمامی احزاب موجود در کمینترن خواست که آن را اجرا کنند و در عین حال تصریح کرد که در چنین اتحادهایی با سوسیال دموکرات های خائن و حافظ بورژوازی استقلال حزبی خود را کاملاً حفظ کنند. هدف اصلی این تاکتیک در سند تزهای مربوط به تاکتیک های کمینترن( کنگره ی چهارم کمینترن) چنین ذکر شده است
تاکتيک جبهه ی واحد صرفاً ابتکاری است که به واسطه ی آن کمونيست ها به همه کارگران متعلق به احزاب و گروه های ديگر و همه ی کارگران غيرحزبی پيشنهاد می کنند که به يکديگر بپيوندند و به مبارزه مشترک برای دفاع از منافع ابتدائی و آنی طبقه کارگر عليه بورژوازی دست بزنند. هر عملی، حتی به خاطر کسب جزئی ترين خواست های روزمره، می تواند به آگاهی انقلابی و آموزش انقلابی منجر شود. تجربه ی مبارزه، کارگران را نسبت به اجتناب ناپذيری انقلاب و اهميت تاريخی کمونيزم متقاعد خواهد ساخت.
به ويژه مهم است که هنگام استفاده از تاکتيک جبهه ی واحد نه فقط نتايج تهييجی که نتايج سازمانی نيز به دست آيند. از هر فرصتی بايد برای ايجاد پايگاه های سازمانی در ميان خود توده های کارگر استفاده کرد (کميته های کارخانه، کميسيون های نظارت متشکل از کارگران احزاب مختلف و کارگران غير حزبی، کميته های عمل ، و غيره).هدف اصلی تاکتيک جبهه ی واحد عبارت است از متحد کردن توده های کارگر از طريق تهييج و سازماندهی. موفقيت واقعی اين تاکتيک به جنبش "از پائين"، از ميان صفوف توده ی کارگران بستگی دارد. با اين وجود، شرايطی وجود دارند که تحت آن کمونيست ها نبايد از گفت گو با رهبران احزاب متخاصم کارگری خودداری کنند. به اين شرط که توده ها همواره از کم و کيف اين گفت و گو به طور کامل مطلع شوند. در طول مذاکرات با اين رهبران، استقلال حزب کمونيست و (استقلال) تهييج آن نبايد تحت هيچ گونه محدوديتی قرار بگيرد.
اکنون که مفهوم جبهه ی واحد به خوبی روشن شده است، به بررسی وضعیت جامعه ایران می پردازیم و سعی می کنیم که به این سوال پاسخ دهیم که آیا چنین تاکتیکی در ایران کاربرد مفیدی دارد یا نه؟
در ایران، سرمایه داری حاکم روز به روز بر تهاجمات خود علیه آزادی های دموکراتیک می افزاید، ظرف مدت کوتاهی دو زندانی سیاسی در زندان رژیم کشته می شوند، دانشجویان اخراج یا تعلیق می شوند و برخی نیز به دانشگاه ها راه داده نمی شوند. دولت ارتجاعی سرمایه داری احمدی نژاد در صدد تصویب قانون کاری است که چنان به حقوق طبقه ی کارگر یورش بره که حتی بسیاری از مزدوران در خانه کارگر نیز از پذیرفتن آن تا کنون سر باز زده اند. انجمن های دانشگاه ها یکی پس از دیگری بسته شده و فعالین پی در پی هم راهی زندان می شوند. تمام اینها نشان از ادامه داشتن حملات لجام گسیختهدولت و طبقه حاکم و آزادی های اولیه و دموکراتیک است اما وضعیت نیروهای پشرو و کمونیستی به چه شکل است؟
فارغ از تمامی ادعاهای پوچ و توخالی احزاب و گروه های رنگارنگ می بینیم که مبارزین و فعالین حقیقی سوسیالیست و انقلابی چه در جنبش دانشجویی و چه در جنبش کارگری در اقلیت مطلق هستند. آنان نمی توانند به تنهایی نه تنها دست به بسیج توده ها بزنند که توانایی حفظ وضعیت موجود را هم ندارند. در میان جنبش کارگری (همانطور که در نوشته های پیشین نیز آمده است) افتراق سرکشانه می تازد، جنبش دانشجویی نیز دست کمی از آن یکی ندارد با این تفاوت که رفقا و مبارزین دانشجو تا کنون چندید بار طعم اتحادهای موقت و هرچند کوچک را چشیده اندئ و در عمل به عملی بودن و حیاتی بودن آن رسیده اند. کافی است که نیم نگاهی به تجارب 16 آذر سال گذشته، و یا دفاع از سندیکای اتوبوسرانی در اول ماه مه امسال انداخته شود تا مفید بودن چنین تاکتیکی به اثبات برسد.
به اعتقاد من دلیلی وجود ندارد که تمامی فعالین حاضر در دانشگاه ها و کارخانجات متحد با یکدیگر و بدون آنکه توهم ادغام و وحدت را در سر بپرورانند بر علیه وضعیت موجود و سلطه ی حاکمان فعلی مبارزه ی بلادرنگ و بلا انقطاعی را آغاز کنند، بدیهی است که در این میان نباید با افراد مشکوک و همکار دولت وارد کار مشترک شد. اگر چنین شکلی از فعالیت آغاز شود، برای سوسیالیست های انقلابی در حاضر در اقلیت، چند مزیت را می تواند داشته باشد:
1. دسترسی به توده های کارگر و دانشجو بدون اینکه در خطر دستگیری چندانی باشند
2. امکان بحث و تبادل نظر با دیگر فعالین جهت پیشبرد اهداف سازمانی و تشکیلاتی
3. استفاده از چنین جمع وسیعی به عنوان پوشش
4. امکان تشکیل دادن هسته های سوسیالیستی که عملاً می توانند نطفه های یک حزب کمونیست باشد
چنین تاکتیکی در عمل می تواند به نفع فعالین صادق کمونیست در درون جنبش های مختلف اجتماعی باشد و از دیگر سو می تواند افشا کننده ی افراد و سازمانهایی باشد که دارای نظرات راست، خرده بورژوایی و رفرمیستی هستند. تنها در چنین اتحادهایی است که سوسیالیست های انقلابی می تواندد هم پیمانان حقیقی خود را بیابند و از این رهگذر نه تنها دست به تهییج و تبلیغ بزنند بلکه می توانند به امر مهم سازماندهی بپردازند.
برای مطالعه ی بیشتر خوانندگان را به اسناد کمینترن در همین زمینه ارجاع می دهم.
از وبلاگ جوان سوسیالیست
جنبش دانشجويي و همچنين ساير جنبش هاي مترقي و پيشرو در سال گذشته شاهد حملات بسياري از جانب دولت ارتجاعي سرمايه داري بوده اند. دستگيري دانشجوياني مانند عابد توانچه ، يا تعطيل کردن انجمن هاي اسلامي ديگر نه چندان اسلامي! و همچنين تصفيه هاي نسبتاً وسيعي که در سطح دانشگاه هاي کشور انجام گرفته و کماکان قضاياي دانشجويان محروم از تحصيل و به اصطلاح ستاره دار! به افتضاح کشانيده شد. از سوي ديگر بازداشت غيرقانوني و 8 ماهه ي منصور اسانلو رييس هيأت مديره ي سنديکاي شرکت واحد و غيره تماماً حاکي از تهاجمات دنباله دار و سيستماتيک سرمايه داري ايران به جنبش هاي مترقي است
در چنين وضعيتي و در نظرگاه اول، شايد چنين برآيد که به علت از گرفته شدن سرکوب هاي شديد و اختناق اميزتر شدن فضاي جامعه و پيرو آن دانشگاه، نيروهاي چپ و سوسياليست انقلابي توان و نيروي لازم را جهت مقابله با سرکوب ها را نداشته باشند و از اين رهگذر ناچاراً مجبور به سکوت و يا فعاليتي نه چندان قابل قبول در 16 آذر گردند. اما راهکار چيست؟ آيا بايد با اتخاذ روش فرصت طلبانه ي برآورد نيروها در چنين موقعيت هايي که جنبش بيش از هر زمان ديگري نياز به "جنبش" دارد دست روي دست نهاد و تنها در انتظار بادي مساعد نشست؟
به اعتقاد من خير؛ نيروهاي انقلابي و پيشرو بايد در هر زمان مترقي ترين و پيشروترين عناصر محيطي خود باشند چرا که در غير اين صورت هويت و مشخصه ي اصلي خود را که پيشرو بودن است از دست مي دهند. اما همچنانکه نبايد به پاسيفيسم دچار شوند ، از ديگر سو نبايد به انحراف چپ روي مبتلا گردند
با اين تفاسير راهکار چيست؟ بي شک بايد در پاسخ به چنين پرسش مهمي روشي پيشنهاد داده شود که هم ضربه پذيري و هزينه بري را براي فعالين علني و سوسياليست هاي انقلابي پايين آورد و هم آنان بتوانند تأثيرگذارترين بوده و حضور خويش را با مقاومتي دوباره به رخ ليبرال هاي حکومتي و ديگر عوامل ارتجاع کشند. جنبش دانشجويي چپ و انقلاب
ي درست در همين لحظات است که بايد پيشرو بودن، راديکال بودن و واقعي بودن خود را به اثبات گذارد
ترديدي نيست که رفقاي سوسياليست و چپ در دانشگاه در اقليت هستند و از نظر کمي بسيار ضعيف مي باشند، اين موضوع خود به تنهايي مي تواند سبب ساز آسان گشتن سرکوب و در نطفه خفه کردن ايشان شود. اين رفقا مي توانند در روز 16 آذر و ديگر مناسبت هاي مشابه با به کارگيري تاکتيک هايي تناسب قوا را ، حتي به شکلي موقتي، به سود خويش تغيير دهند و از اين رهگذر با توجه به توانايي هاي بالاي تئوريک و سازماندهي (نسبت به فعالين ديگر جنبش ها) نبض جريان و کنترل آن را به دست گيرند اما پيش از تمامي اين ها، اين رفقا در ابتدا نياز دارند که از پوسته ي پيله واري که به دور خود تنيده اند بيرون آيند و غير دگماتيک بودن خود را به ساير فعالين نشان دهند. اين رفقا مي بايستي که مطالباتي را مطرح کنند که براي همگان و توده هاي علي العموم دانشجو قابل فهم بوده و به ديگر عبارت زميني باشد هنگامي که چنين مطالبات و خواست هايي از سوي دانشجويان چپ عرضه مي شود، عرصه براي متحد شدن با ساير گرايشات دموکرات و مستقل از دولت بوروژوايي باز مي گردد
با توجه به عبارات بالا، روشن است که تاکتيک پيشنهادي نگارنده براي روز 16 آذر در شرايط فعلي، اتحاد عملي وسيع با حضور دانشجويان دانشگاه هاي مختلف تهران و همچنين ديگر فعالين غيرچپ جنبش دانشجويي مي باشد
تنها و تنها از اين طريق است که در شرايط فعلي، پيشرو مي تواند کماکان پيشرو باقي بماند و وظايف سنگين خود را به انجام رساند
پيش به سوي اتحاد عمل وسيع دانشجويي
نابودباد فرقه گرايي