مشکل سوم اما بزرگتر از اینها است. چرا که فعالین چپ در ایران اکثرا متفرق و بدون تشکل مبارزه می کنند و شرایط اختناق در جمهوری اسلامی اجازه متشکل شدن به آنها را نداده است و با فرض اینکه ما بخواهیم اتحاد عمل شیوه رفقای جوانان سوسیالیست را پیش ببریم، تمام این افراد غایب خواهند بود یا مجبور خواهیم شد همه را به درون این اتحاد عمل راه دهیم که یقینا نیروهای بسیج و حزب الله هم بدشان نمی اید که سرو و گوشی آب دهند.
خیلی ساده است این نوع اتحاد عمل بیشتر شبیه شوخی است و از یک پاسیفیسم سرچشمه می گیرد که چپ سنتی ایران دوچار آن بوده و است و یک بار برای همیشه باید از آن عبور کرد.
تفاوتهای کار مخفی حزبی با این نوع اتحاد عمل ها بسیار زیاد است. اعضای کمیته های کمونیستی حزب ، که درهر جا فعالیت می کنند را افرادی تشکیل می دهند که باهم بزرگ شده اند یا در سالهای سال مبارزه هم دیگر را شناخته اند و با یک حزب و سازمان کار می کنند. این افراد با هم ارتباط دارند، با هم نقشه می کشند و با هم انجام می دهند . دستگیری این فعالین کمونیست بسیار سخت و به ندرت صورت می گیرد.
اما این شیوه و با آشنا کردن چند نفر توسط رهبری سازمانهایشان با هم، کاملا متفاوت است. ممکن است جواب این باشد که این فعالین همدیگر را می شناسند. اما شاید چند نفر اینگونه باشد و بتوانند با هم در این مورد حرف بزنند، اما این شامل همه نمی شود، و بحث ما در مورد اتحاد عمل چند نفری نیست که در دانشگاه همدیگر را می شناسند. و در چنین اتحاد عملی نمی توان خوب و بد گذاشت و جامعه دانشجوی را به خودی و غیر خودی تقسیم کرد. نمونه این اتحاد عمل های ناموفق را در جنبش چپ بارها مشاهده کرده ایم.
اما با وجود سرکوب جمهوری اسلامی کار علنی و اتحاد علنی چگونه ممکن است؟
ما بر فرض اینکه این بحث برای همه روشن و شفاف است همیشه از باز کردن بیشتر این بحث و توضیح دادن بیشتر در مورد آن خوداری کرده ایم. اما من اینجا کوتاه به یک نمونه اشاره می کنم.
16 آذر دوسال پیش در دانشگاهای ایران شعار آزادی و برابری به اهتزاز در آمد، لازم نبود کسی فریاد بزند زنده باد سوسیالیسم تا دنیا بداند که این چپ جامعه است که به حرکت در آمده است، چرا که همه متوجه بودند که این شعار آزادی و برابری شعار جنبش چپ بود. این یک اتحاد تاکتیکی بود که کسی در مورد آن حرف نزده بود. کسی برنامه این اتحاد را نریخته بود عده ای تصمیم گرفتند و بقیه را فراخوان دادند.
کسانی که بازداشت شده بودند جرم سنگینی مرتکب نشده بودند! شعار داده بودند آزادی ، برابری همین، ولی کار بزرگی کرده بودند. قدرت چپ در دانشگاه را به همه نشان دادند.
اکنون هم شعارهای پیشنهادی ما متعلق به همین جنبش است، بقیه هم می توانند شعارهای پیشنهادی خود را به این اتحاد عمل پیشنهاد کنند و تصیمیم به اینکه چه شعارهای در آن روز داده خواهد شد را توازن قوا در محل تعیین خواهد کرد. این بحث کاملا روشن و ساده است.
در هر صورت برداشت ما در شرایط کنونی از اتحاد عمل این است. اما ما این بحث را، شعار های پیشنهادی را و فرمول بندی این نوع همکاری را هنوز باز گذاشته ایم. در موردش می نویسیم، نقد دیگران را می شنویم، با بعضی ها به توافق می رسیم و با بعضی ها نمی رسیم. اما یک چیز نباید فراموش شود و آن این است که در این وسط زندگی فعالان داخل و به خطر انداختن انها در چنین شرایطی، بحثی هست که ما در آن از خود نرمش نشان نخواهیم داد.
البته یقینا برای رفقای دیگر کمونیست چه مستقل و چه متشکل در سازمانهای دیگر نیز حتما این امر حیاتی است و باید با وسواس در مورد آن بحث کرد.
فراخوان به زیر پرچم حزب!
اگر بر افراشتن پرچم آزادی و برابری در 16 آذر، بر افراشتن پرچم حکمتیستها است؟ اگر خواستار خروج نیروها و ارگانهای نظامی از دانشگاه شدن بر افراشتن پرچم حکمتیستها است؟ اگر لغو اپارتاید جنسی بر افراشتن پرچم حکمتیستها است؟ اگر و ... چرا این پرچم را نباید دست گرفت؟ اگر اینطور نیست و این خواست همه جنبش چپ است ،خواست اکثریت دانشجویان در دانشگاه ها است و خواست شما و بقیه سازمانها و احزاب چپ است ؟ چرا نباید این پرچم را بر افراشت؟ در هر دو صورت اینها خواستهای زمینی و واقعی هستند که می شود در 16 آذر مطرح کرد. اما سکتارسیم دانستن این فراخوان علنی بی انصافی است. چرا که ما نمی خواهیم تکلیف یک جنبش و یک حرکت را در جلسات پنهانی خودمان مشخص کنیم . اتفاقا این نوع جلسات از بالا است که سکتارسیم بودن یک حرکت و یک سازمان را نشان می دهد که همیشه هم با شکست روبه رو شده است.ما می خواهیم به جامعه رجوع کنیم، مشکل ما مشکل جامعه است و می خواهیم یک بار و برای همیشه از این سنت اتحاد عمل ها و سرگرم بودن چپ به خودعبور کنیم.
در پایان دوست دارم این مطلب را هم یاد آوری کنم که رفقای دیگر چپ و آنهای که این خواستها را دارند و می خواهند نوعی دیگر مطرح کنند، چه به این اتحاد عمل بپیوندند، چه نپیوندند ما در 16 اذر آنها را همجنبشی خود می دانیم و در این مبارزه آنها را در صف خود می بینیم.
عباس رضایی