تبليغاتX
16 آذر
چه باید کرد؟
 درب ورودی دانشگاه تهران که برای جلوگیری از به هم پیوستن صفوف دانشجویان داخل و خارج آن بسته شده بود، توسط دانشجویان معترض در هم شکست. دانشجویان درب را گشودند و اعتراض یک پارچه خود را علیه استبداد و ارتجاع شروع کردند. یک کار سازماندهی شده و متحد، که نشان داد، می شود به جلو رفت، می شود اعتراض را سازمان داد، می شود اعتراض کرد و خواستهای رادیکال داشت.

این نمونه یک اتحاد تاکتیکی بود، اتحادی برای خروج نیروهای نظامی از دانشگاه، اتحادی برای مطرح کردن خواست آزادی زندانیان سیاسی،آزادی بیان، آزادی تشکل و دفاع از حقوق زنان. این اتحاد عمل یکپارچه، پله دیگری بود که از آن عبور کردیم.

رفقا، پیام ما در تجمع 15 آذر با وجود تلاش مزبوحانه فعالان اصلاح طلب دفتر تحکیم و میدیای غربی برای نادیده گرفتن تشکل ها و فعالان چپ که برگزار کنندگان اصلی آن بودند. به یک تجمع پرشور وچپ با شعارهای رادیکال تبدیل شد. سرود ای ایران حذف شد و پیام یزدی با هو کردن تجمع کننده ها قرائت نشد وپلاکاردهای رادیکال و سرخ رنگ به اهتزاز در آمد.

 قدرت چپ یکبار دیگر  نه در میدیای راست، بلکه در توازن قوا در محل، به رخ ارتجاع راست چه در حکومت و چه در خارج از آن کشیده شد.

 بله این یک حقیقت است که پیام این تجمع را بوش و احمدی نژاد شنیدند. چند هزار دانشجو یک پارچه خواهان آزادی زندانیان سیاسی، آزادی بیان و اتحاد با جنبش کارگری شدند.  جمهوری اسلامی یک بار دیگر قدرت چپ و رادیکالیسم را در این جامعه دید و شاهد شکست تلاش 25 ساله اش برای نابودی چپ و کمونیسم  در این جامعه بود.

ما در این تجمع ،چپ محبوب، چپ زمینی، چپ معتقد به تشکل و رادیکال را یک بار دیگر به وسط صحنه سیاست در ایران پرتاب کردیم. شبح لنین و چپ انقلابی دوباره برفراز تهران به پرواز در آمد. این را باید مدیون یک سیاست درست و متحدانه دانست و آن را ادامه داد.

جمهوری اسلامی  قدرت ما را در به میدان کشیدن رادیکالیسم در این جامعه دید. فضای پرشور و رزمنده ، فعالان رادیکال و با روحیه متعرضانه با تمام خصلتهای یک چپ انقلابی را از نزدیک تجربه کرد. این ترس را در وجود رهبران حاکم بر ایران صد برابر خواهد کرد  .

امریکا و ناتو دیگر به فکر  تغییر رژیم در ایران نخواهند بود، چرا که دیدند ، تمام تلاششان، تمام پولهای که خرج کردند، تاثیری نکرد و نتوانستند با قومی خواندن جامعه ایران و کمک به احزاب ناسیونالیست این فضای چپ در جامعه را بشکنند. بلکه قوی تر و مستحکم تر از قبل، با شعار محکومیت حمله نظامی به ایران  وارد عرصه شد. فراموش نکنید که این تجمع تاثیرات به سزایی در تحولات اینده در ایران خواهد داشت.

دانشجو یکبار دیگر و این بار در سطحی وسیع خواستار اتحاد دانشجو و جنبش کارگری شد و با حمایت از برابری کامل و بی قید و شرط زن و مرد، نقطه ضعفی که مدتها است  اعتراضات دانشجوی را ازجنبش زنان و جنبش کارگری دور کرده است را پشت سر گذاشت. این تجمع می تواند و باید اغاز یک سری اتحاد عملهای تاکتیگی حول شعارهای مشخص باشد. نمونه 15 آذر امسال را باید نمونه پیروز مندانه این  نوع اتحادها دانست.

اما نه گفتن به جمهوری اسلامی و قوانین ضد زن آن را می توان از تصاویر منتشر شده توسط خبر گذاری های مختلف مشاهده کرد. دختر و پسرانی که دست در دست هم، نیروی نظامی مقابل خود را به چالش می کشند  و تهدید به زندان و تعلیق از تحصیل مانعی برای رادیکالسم غلیظ شده در این اعتراض نمی شود. چرا که به نقل از مانیفست مارکس یا یکی از شعارهای تظاهر کنندگان "ما چیزی جز زنجیر هایمان برای از دست دادن نداریم".

در اخر فقط می توانم بگویم دست شما درد نکند رفقا، پیام ما را سرمایه داری جهانی از پس کوره های تهران تا  خیابانهای شیکاگو شنید. و لرزه بر دیوارهای سعد اباد و کاخ سفید انداخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 23:9  توسط عباس رضایی  |