جریاناتی كه سال ها بقول خودشان مدافعال "دمكراسی" و "تعقل" و "دگراندیشی" و "لوترهای زمان" بوده اند٬ از فهمیدن وضعی كه در آن گرفتار شده اند درمانده اند. ظاهرا اگر مردم نمیخواهند پیام یزدی را بشنوند٬ توطئه چپ ها بوده است٬ ظاهرا اگر سرود" ای ایران" شان تكرار نمیشود٬ تقصیر چپ ها بوده است٬ اگر شعارهایشان بین پنج هزار نفر تكرار نمیشود٬ تقصیر چپ ها بوده است. اگر كسی حوصله ندارد به داستان خسته كننده "سه شهید اهورایی" شان گوش دهد٬ تقصیر چپ ها بوده است!
این داستان كسی است كه كاسه به دست جنسی برای فروش به مردم عرضه میكند٬ مردم! مردم! بخرید! مردم كه نمیخرند٬ تقصیر را گردن دیگری می اندازد! نه به كاسه اش نگاهی میكند٬ نه به جنسش٬ نه به خودش و نه به اینكه چند سال قبل مردمی كه قرار بود جنسش را بخرند٬ بارها به او گفتند " كه این آخه چه جنسی است؟ مرد حسابی؟"
امروز هم جبهه دمكراتیك و تحكیم و افشاری و تمام "قلم زنان" محترمی كه نوشته هایشان مملو از" استقامتشان" در راه "دمكراسی" است٬ همان كاسه به دست های سر محله هستند. نمیفهمند كه اگر كسی شعارشان را تكرار نمیكند٬ تقصیر همسایه نیست. مقصر آن شعار و شعار دهنده است. نمیفهمند كه اگر كسی حوصله خواندن سرود "ای ایران" شان را ندارد و آنرا فاشیستی میداند٬ مقصر سرود دیگری نیست! تقصیر از سرود خود جنابان است. نمیفهمند كه اگر مدافعان تحكیم وحدت هو میشوند٬ مقصر همسایه بغلی نیست! احتمالا مشكلی در صحبتهای ایشان بوده است! نمیفهمند كه اگر مردم چپ ها را گوش میكنند و برایشان كف میزنند و آنها را سخنگوی خود میدانند٬ خوب حتما مردم حرف های آن چپ ها را حسابی تر از حرفهای شما میدانند.
این دوستان متوجه نیستند که افق و آلترناتیو تعییر نیم کلاج رژیم مدتها است که دیگر شکست خورده و بازار گرمی حول آن دیگر بیفایده است. دانشجویان در ١٦آذر نشان دادند که از افق و سیاست راست عبور کرده اند و چپ و برابری طلبی را انتخاب کرده اند. واقعا درک این مسئله تا این حد سخت است؟
وقتی كه نوشته های این دوستان را میخوانید٬ این درجه پرت بودن و نفهمیدن موقعیتشان در جامعه شما را متحیر میكند!
متحیر تر اما وقتی میشوید كه میبینید این ها "متفكرین" یك جنبش هستند! ظاهرا شكست جنبش ها متفكرینشان را هم به پستوهای تنگ عقده های كودكانه شان باز میگرداند. پستوهای تاریك و تنگ "توطئه های دیگران! دیروز در مجالس "چانه زنی شان" با جناح مقابل٬ طرف را توطئه گر معرفی میكردند و امروز با همان استدلالات چپ را! نه دیروز فهمیدند كه توطئه ای در كار نیست و نه امروز! دیروز خواستند كه رژیم را "نیم كلاج" از زیر ضرب در بیاورند. هم مردم این را فهمیدند و هم "برادران جناح" مقابل٬ خود این ها اما هاج و واج ماندند كه چه شد؟ نفهمیدند و به پستوهای حقیرشان خزیدند و نوشتند كه توطئه كردند! امروز هم داستان همان است!
دوستان عزیز! جناب افشاری! جناب یزدی! دوستان جبهه دمكراتیك و تحكیم وحدت!
نگاهی به خود كنید! به شعارهایتان٬ به خواسته هایتان٬ به تلاش های چندین و چند ساله تان برای نجات رژیم از زیر ضرب اعتراض مرد. به تلاش هایتان برای عراقیزه كردن ایران٬ به كف زدن هایتان برای بلند شدن غیر انسانی ترین پرچم های ناسیونالیستی در آن كشور٬ به تاریخ بیست ساله تان نگاهی بیاندازید تا دلیل نیامدن مردم با خود را دریابید!
انتظار درایت زیادی باید از شما داشت تا بفهمید كه مردم و این جا دانشجویان دیگر نه رفراندم چی هستند٬ نه رفرم طلب و نه از "اقمار" هیچ یك از حزاب و دفاتر شما كه جملگی در "اقمار" خود رژیم میچرخید؟ سیاسی باشید! سیاست حكم میكند كه شكستتان را بپذیرید! به دنبال مقصر نگردید! به سیاستتان نگاهی بیاندازید! نمیشود وقتی كه مردم وعده هایتان را باور میكنند٬ رای های چند میلیونی تان را به رخ این و آن بكشید و وقتی كه تركتان میكنند٬ همه را توطئه گر بنامید!
باور كنید برای حال و آینده تان بهتر است كه با این شدت به این چپ حمله نكنید. این ها سخنگویان آزادی و برابری هستند٬ این چپ تنها نیروئی است که فردا از حق شما برای دفاع از خودتان در مقابل مردم دفاع خواهد کرد!